تبليغاتX
وروجک و آسمونش
 
 
 
یه وروجک و دردودلش
   
  سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

برگشت ورووجک رو بعد از یه دوره ی سخت و طولانی و عذاب اووور که شما با سختی و دلتنگی بی نهایت برای ورووجک تحملش کردین تبریک میگم!:دی

هان؟چیه؟مگه دروغ میگم؟پاشنه در وبلاگ رو از جا کندین انقدر گفتین پس کی آپ میکنی؟:دی

پارسال هم شب ۴ شنبه سوری آپ کردم!فقط یه فرقی داشت اوونم این بود که پارسال پنجره ی ۲ جداره ی اتاقم از شدت صدا و این حرفا به یه جداره تبدیل شده بود!ولی الان کوچچچچچچچچچچچچچچچه به طور مشکوکی ارومه!(همه موندن واسه شب)

خف چه خبرا؟خوش میگذره؟بو عیییییییید میاد شدید!(۲ روز مونده)ای بابا این عید که واسه ما بچه کنکوریا عید نمیشه!(مخصوصا واسه من!به جون اقای فامیل اگه بم خوش بگذره!):دی

والله اگه واستون سوال پیش اوومده که من واسه این گلدن تایم یا همون ۱۳ روزه عید که میگن اصلا اصل رقابت کنکوریا تو این عیده چه برنامه ای دارم باید به عرضتون برسونم که بله برنامه دارم:دی

مگه میشه خونه فامیلا نرم!به جون شما نرم ناراحت میشن!:دی

بلاخره بهاره و هوای خواب اور:دی

مهمتر از اینا قراره ۲ تا عروسی برم!:دی

......

بقیه رو دیگه نمیگم!اصرارم نکنید نمگیم!ولم کن!اهه !کنه!نمیگم دیگه!:دی

خب اگه از احوالات مدرسه جویا باشید باید بگم که ۱۶ ناظم هنوز زنده هستن!و با قدرت بیش از پیش صبحا دم در وایمیسن و قدرت نمایی میکنن!:دی و همچنان ما نیز سعی میکنم دماغشون رو به خاک بمالیم!(با اینکه همشون دماغشون تا روی زمین امتداد داره:دی)

یه روز ما شاد و خوشحال و دست زنان و پایکوبان و لی لی کنان به مدرسه وارد شدم که تـــــــــــ.......ررررر..قــــــق خوردم تو یه چیزی!

چشم و که واکردم یه هیکل گنده جلوم بود!

ورووجک:یا ابوالفضل!

زنه هیکل گنده:بلههههههههههه؟

چشتون روز بد نبینه فهمیدم یکی از ناظممای اینجا رو منتقل کردن دبیرستان و این غول پیکر رو اوردن اینجا!

ناظم :این موها چیه تو صورتت ریختی!؟این زنگ هیچی !زنگه دیگه این موها رو تو صورتت ببینم!اژانس !خونه!

ورووجک:اخ جون!:دی

ناظم(با حالت بهت)چی گفتی؟اخ جون ؟برو پایین تو دفتر!!!!

وروجک:چششششششششششم!

با همون حالت لی لی کنان رفتم پایین تو دفتر! دو تا از ناظما ررو دیدم که با لبخند پشت شیشه ی دفتر وایساده بودن و تا منو دیدن اب از لب و لنچشون اویزون شد و زاویه لبخندشون از ۰ درجه تبدیل به ۳۶۰ درجه شد:دی

ورووجک:سلام خانوما!گفتن واسه من اژانس بگیرید برم خونه!:دی

فقط میتونم بگم دیگه از اوون لبخند رو صورتشون خبری نبود:دی

احتمالا این دفعه اوونا تو دلشون گفتن یا ابولفضل این دیگه کیه:دی

ناظم:یعنی چی؟تو نمیفهمی داری چی میگی؟تو میدونی خونه رفتن یعنی چی؟

ورووجک:ای بابا خانوم سخت نگیر٬!تو مدرسه قبلیم که رفتن خونه معنی این رو میداد که تو اخراج شدی!دیگه حالا اینجا رو نمیدونم:دی

ناظم:نه ببین عزیزم تو نمیدونی داری چی می گی؟تو نمیدونی تو کدوم کشور داره زندگی میکنی!......................!

بقیه حرفاش رو بدلیل سیاسی بودن حذف کردم!اینا همه دیوونن !من که نفهمیدم چرا بحث سیاسی شد فقط اخرش نزدیک بود دیگه کارش به شعار دادن برسه که:

وورووجک:خانــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوم بیخیال بابا من اخراج شم بهتره برم زندون بخش سیاسی!:دی

ناظم:یعنی چی؟هر چی من میگم این یه چیز دیگه میگم!

ورووجک (زیر لب):اره جون عمت من بحث موهای رو صورتم رو سیاسی کردم!

ناظم :چی میگی اوونجا؟

ورووجک:هیچی داشتم با خودم میگفتم چقدر خوب میشد همه ناظمای اینجا مثل شما با منطق و استدلال و اطلاعات عمومی بالا با ما صحبت میکردن!:دی

ناظم:ای بابا اینجوری نگو عزیزم !همه اینجا خوبن!حالا من یه خورده اطلاعات عمومیم بالای دلیل این نمیشه ککه............

ورووجک:ماماااااااااااااااااان!

به مدت ۲ دقیقه فیکس داشت راجع به خودش و بچگیش و اطلاعات عمومیش حرف میزد!

ناظم:اصلا ببینم کی به تو گفت بیای اینجا؟تو که مشکلی نداری دخترم!برو بالا!برو کلاست دیر میشه!

و اینگونه بود که ورووجک با یک لبخند ۳۶۰ درجه پیروزانه از پله ها بالا رفت!:دی

یه دوسسسسسسسسست گل به اسم نادرتریستان منو به یه بازی دعوت کرده که انگار بش میگن ترانه بازی!و باید ۷ تا ترانه رو که نسبت بهشون احساس خاصی دارین رو اینجا بگید!

و اینک ورووجک شروع میکند:

۱.sway_cat dolls نمیدونم چرا!با اینکه اهنگ غمیگینی نیس ولی بعضی وقتا میتونه منو گریه بندازه!:دی

۲.real love-massaaaaaary ای بابا !بنده عاشششششششششق این اهنگ و خواننده اشم!چه جوری این پسر میتونه به  این خومشلی باشه!من و یاد پارسال زمستون میندازه وقتی با یه عالمه دختر پسر قرار بود برم برف بازی!

۳.این اهنگ یه اهنگ عربیه به اسم زقیرون خوانندش هم اسمش بشاره!

من وقتی این اهنگ رو گوش میدم به شدت شاد میشم!ولی نمیدونم چرا همه میگن شبیه نوحه میمونه!:دی ولی شما حرف من و باور کنید باور کنید اهنگ شادیه:دی

۴.با اهنگ اسکناس جونیور هم خیلی حال میکنم!باعث دعوا و بهم خوردن دوستیه من با یکی شد !:دی

areeeeeeeeeeeeee u raeeeeeeeeeeeeedy.......

5.فرامرز اصلانی یه اهنگ داره که حالا بگو بیییییییی وفا حالا یار کی هستی...

این ا هنک منو یاد بچگیامو جاده شمال میندازه!دلیلش هم هنوز نامعلومه:دی

۶.یه اهنگ عربی دیگه به اسم خلینی معک از ررامی عیاش این اهنگ رو به خاطر معنی و لیریکش دوسش دارم!کل اهنگ داره خواهش میکنه بزار باهات بمونم در حالیکه میگه چه تو بخوای چه نخوای من بات میمونم:دی

۷.ااااااا چه سریع رسیدم اهنگ اخر!اهنگ hips dont lie_shakira کلا باعث میشه ادم به تحرک بیاد!من که نمیتونم نشسته این اهنگ رو گوش بدم:دی

خب تموم شد ووولی به تو ضیح بدم که بنده عشششششششششششق میوزیکم!با هر چیزی به جز متال حال میکنم!

مخصوصا اگه قردار باشه:دی

خب پس منم باید ۷ نفر رو انتخاب کنم!:دی

۱.داداش حسسسسسسسسین

۲.نیلوی گلم

۳.سهاجون

۴.حنانه خانوم

۵.مشطی:دی

۶.اقا هادی

۷.مینا جونم

خب ما دیگه بریم!راستی یه چیزی:اوون بالا یه حرفی زدم گفتم کوچه ارومه!

حرفم و پس میگیرم!اگه کسی قرص فلب داره یکی به ما بده!ایشااله خیر ببینی:دی

ایاشالللللللللللللللللللللله یه سال خوب و توپ و باحال و ورووجکی و پر از موفقیت واسه همه باششششششششششششه!

بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس واسه همه بروبچ گل و ورووجک!

ببببببببببببببای بایییییییییییییییییییییییییییییی

عـــــــیــــــــــــــد همـــــــــــــــه مبـــــــــــــــــــــارک

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط وروجک
 
   
 

سلام سلام

بروبچ گل گللللللللللللللاب وورووووووووووووجک خوبببببببین؟

اقا دیدین برف اوومد؟چهههههه برف نازی اوومد!من عاشق برفم!عاشق برف بازیم:دی(اوونم عاشق منه):دی

وای که من چقدر بچه ی خوب و دوست داشتنی هستم:دی من در این لحظه دقیقا ۷ ساعته که اولین امتحان ترمم رو دادم!یعنی من دقیقا وسط امتحانای ترمم هستم و دارم واسه شما اپ میکنم!وای که من چقدر خوبببببببببم!:دی(عینهو پیرزنا که یه گوشه میشینن تند تند از خودشون تعریف میکنن:دی!)

منو خواهر ورووجک به مدت ۲روز به تنهایی در خونه پووسیدیم!یعنی قرار نبود بپوسیما وولی سرنوشت و تقدیر و این حرفا همه دس به دس هم دادن تا ما بپوسیم:دی البته در کنار پوسیدن یه سر کار دیگه هم کردیم مثل نفس کشیدن غذا خوردن خوابیدن یه خورده هم درس خوندن!:دی

چه روزگار نامردی شده:دی بچه ها رو تو خونه تنها میزارن میرن مسافرت!ماشین بچه ها هم خراب میشه!:دی

همه ساککت بشینین میخوام براتون یه داستان romance تعریف کنم:دی:

۵شنبه به دلیل ترکیدگی از بیکاری گفتیم پاشیم بریم یه فیلمی بخریم بیاریم نپوسسسسسسسسسسسسسسیم!:دی(اوون موقع هنوز به معنی واقعیه این واژه ی پر معنیه پوسیدیم نررررررررسیده بودیم:دی)

خیلی گوگولی و جیگول مگول رفتیم نشستیم تو ماشین !نگران نباشید تا اینجاهاش هیچ اتفاق ناراحت کننده ای نیفتاد!حتی تو مغازه فیلم فروشی هم هیچ اتفاقی نیفتاد!

تو مغازه:

خواهر وورجک:هی بت میگم هر هفته پانشو بیا اینجا فیلم بخر!ببین دیگه همرو دیدیم:دی

وورووجک:جلل الخالق!

خواهر وورجک:چیه؟

ورووجک:تف به این روزگار!

خواهر ورووجک:چتته؟

ورووجک:ای بابا هیچی !لعنت به این سرنوشت!

خواهر ورووجک:بت میگم چیییییییه؟

ورووجک:یه چیزی تو گلوم مثل غده شده:دی

خواهر ورووجک:نمیری!چت شده اخه؟:دی

ورووجک:دلم کباب میشه میبینم!دختر به این خوشگلی تو این سن الزایمر گرفته!

خواهر ورووجک:کیو میگی؟

ورووجک:بابامو بیچاره!تورو میگم دیگه!خودت هی پا میشی میای اینجا کیلویی فیلم میخری میاری خونه بعد به من میگی؟:دی

خواهر وورووجک:همین کارارو میکنی مسافرت نمیبرنت منم میزارن خونه که مواظبت باشم!

ورووجک:

خواهر ورووجک:حالا بیا یه چیزی انتخاب کن دیگه!یه راز بقایی فیلم اموزشی !هر چی بود بردار:دی

ورووجک:اقا ببخشید فیلم هندی ندارید؟

فروشنده با یه نگاه عاقل اندر احمق:دی :خانوم ما فیلم غیر مجاز نمیاریم!:دی

ورووجک:خالی میبنده مثل بنززززززززز!:دی

۵ دقیقه بعد

ورووجک:اققققققققققققققققققققققا ببخشیدا تورو خدا فیلم ترسناک دارید؟

فروشنده بعد از کلی ناز و ادا:حالا شاید بگردم ۲ و ۳ تا پیدا کنم!وایسین!

یه جعبه اورد گذاشت رو میز!درش و که واکرد ۳۰۰ تا dvdریخت بیرون!

فیلمایی که به زور میشه پیداشون کرد!منو خواهر ورووجک به همراهی هم تو کف بودیم:دی اوونم فیلمارو میچید رو میز!

ورووجک:اقا ببخشید little manرو دارید!؟:دی

فروشنده:وایسا بگردم!فکر کنم دارمش:دی

ورووجک:به جون خودم الان بهش بگم فیلم چیزم داری میگه دارم!

خواهر ورووجک:خاک به سرم!زشته یه موقع میشنوه!

خلاصه فیلمارو گروفتیم و اوومدیم تو ماشین نشستیم و کلی هم بحث میکردیم که بعد از اینجا کجا بریم!:دی

ورووجک:بریم ایس پک بخوریم!

خواهر ورووجک:میریم اب انار میخوریم!

ورووجک:اصلا نمیخوام بریم خونه!

خواهر ورووجک:به جهنم که نمیخوای من میخورم تو نگاه میکنی!

خواهر ورووجک استارت زد:

ققققققققققققققققققققققققققرررررررررررر

دوباره استارت زد:

قققققققققققر قققققققققققققققققققققققققر

تصور کنید وقتی استارت میزد همرا این صدا برف پاکن هم تکون میخورد:دی

خواهر ورووجک:ورووجک ؟

ورووجک:دارم تمرکز میکنم!:دی

خواهر ورووجک:چه خاکی به سرمون بریزیم؟

ورووجک:دارم رو همون خاکش تمرکز میکنم!

خواهر ورووجک:الان چیکار کنم؟

ورووجک:توهم تمرکز کن!

خواهر ورووجک:پاشو از ماشین برو پایین!:دی

ورووجک:تو الان فقط منو داری!منو واسه خودت نگه دار!:دی

خواهر ورووجک:من زنگ میزنم به داداشی ورووجک!:دی

ورووجک:خدا این داداشی ورووجک رو نگه دار!ولی الان زنگ بزنی از راه دور چیکار کنه؟میخوای گوشیو بدی دست ماشین باهاش گفتار درمانی کنه؟

خواهر ورووجک:پس چه غلطی بکنیم تو شهر غریب؟

ورووجک:به همون داداشی زنگ بزن!شهر غریب:دی

خلاصه ما زنگ زدیم به داداشی!داداشی زنگ زد به دوستش !دوسش زنگ زد به تعمیرکار!تعمیرکار زنگ زد به......دروغ گفتم دوستش پا شد با تعمیرکار اوومد پیش ما و این داستان با یک نمای غم انگیز و مطلع شدن ما از اینکه ماشین باطری خالی کرده و بره تو پارکینگ خاموش شه دیگه روشن نمیشه به پایان رسسسسسسسسسسسسسید!

اینجوری بود که ما به مدت ۲روز به طور کامل در خانه پوسیدیم!:دی

حالا میتونید گریه کنید!:دی

همه دستا رو بگیرید بالا:

خدا هیچ کس رو بی ماشششششششششششششین نکنه !آمین

خدا هیچ بچه ای رو بی ماشین نکنه!آمین

خدا هیچ بچه ای رو که خونه تنهاس بی ماشین نکنه! آمین

خدا هیچ بچه ی بی ماشینی رو تنننننننننننننها نکنه! آمین

خدایا به همه ی بچه های تنها ماششششششششین عنایت بفرما!آمین

خدایا باطری همه ماشین ها رو پپپپپپپر بفرما!آمین

بچه بیا اینجا!اوونی که اوون گوشه وایساده!بیا اینجا دس منو بگیر از منبر بیام پایین:دی

بروبچ نظر بدید !که جای دوری نمیره!

ثواب داره!ایشالله خیر بیینید:دی

مارفتیم

عزت زیاد

بوس بوس

بای بای

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط وروجک
 
   
  دلام دلام

اگه یه احساسی دارید!اگه فکر میکنید حالتون بده!اگه قلبتون داره کند میزنه!دس به گیرنده نزنید!شما هیجان زده شدید !شما ذوق مرگ شددید!ورووجک اپ کرده!همه خوشحالید میدونم!(حتی ذره ای از اعتماد به نفسم تو این مدت کم نشده!:دی)

خوبید خوشید؟سلامتید؟قربون شما منم خوبم!(اگه بزارن من همیشه خوبم:دی)

چه خبرا؟خوش میگذره بی ورووجک؟

ای بابا به ما هم بد نمیگذره!خوبم نمیگذره:دی فقط منتظرم تابستون سال دیگه بیاد ما شاخ این غول بی شاخ و دم رو بشکنیم بره پی کارش!زندگی کنیم!:دی(کنکور رو عرض میکنم!)

فرض کن سال دیگه من میشم دانشجو!خدایی حس قشنگیه روزی که بفهمم قبول شدما!ااا میدونم اگه من قبول بشم اوون لحظه فقط جیغ میکشم!:دی

از رویا بیایید بیرون!این متن بالا جز بردن شما تو یه رویای قشنگ هیچ سودی نداشت!

ولی خدایی فرض کن اگه من قبول شم.........(من شرمندم!)

همگی در سلامتیه کامل به سر میبرید!؟

اقا دارم درس میخونما یعنی یه جوری درس میخونم که خودم در کف ماندم!اخه اصلا به من میاد درس بخونم؟کی میگه میاد؟(میدونم هیشکی دستش و بلند نمیکنه!)

 استادا همه پاچه گیر!همه اماده حمله!همه اصلا عشقشون اینه یکی از بچه هارو ضایع کنن بعد برن تو دفتر واسه هم تعریف کن بعدم هر هر بخندن!اقا اینا مشکل دارن!!در کل همه دیوانه!:دی یعنی من ازشون میترسم!فرض کنید من ازشون میترسم!:))

تو این ۱۱ سال تحصیل همیشه معلما از من میترسیدن!ولی امسال من حالت تشنج میگیرم!

تو این مدرسه فقط باید با خشونت رفتار کنی!خشونت نداشته باشی میگیرن لهت میکنن!:دی

ما یه روز غیبت کردیم !مادر ورووجک زنگ زد مدرسه گفت حالش بده داره میمیره نمیاد!

فردای اوون روز یکی از ۱۶ تا ناظم اوومده خر منو گرفته:

ناظم:گواهی پزشکت کو!؟(زشته بابا!با این سن و سال دیگه گواهی پزشک چیه؟سال اخرمونه ها!)

ورووجک:نیوردم!

ناظم:یعنی میاری؟

وروجک:نه!

ناظم:یعنی نداری؟

ورووجک:نه!

ناظم:غیبتت غیر موجهه!باید گواهیی پزشک بیاری!

ورووجک:اوونش که مهم نیس!یعنی الان برم دکتر یه گواهی بگیرم بیارم؟

ناظم:ها؟.........نه!پس اولیات باید بیان!

ورووجک:باشه بهشون میگم!

یه روز بعد

یکی دیگه از اوون ۱۶ تا ناظم!

ناظم:عزیزم گواهیت کو!

ورووجک:ندارم!

ناظم:عزیزم غیبتت غیر موجهه!

ورووجک:به اولیام میگن بیان!

یه روز بعد

یکی دیگه از ۱۶ تا ناظم

ناظم:غیبتت غیر موجهه!میخواستم بدونم گواهیت کوو؟

ورووجک:..........میگم اولیام بیان!(من از رو رفتم!)

تقریبا ۴ روز از غیبت من گذشت

ناظم:.............

ورووجک:خانوم به جون خودم صحبت بکنید میرم خودم میکشم!اعجب گیری افتادیما!اصلا خانوم من عاشق غیبتای غیر موجهم!

ناظم:یعنی میگم اولیات...........

ورووجک:خانوم همه میگن من هیچیم به مامان و بابام نرفته!اوون موقع شما چرا هر موقع منو میبینی یاد اولیام میفتی!بابا خانوم ماشا لله هم از مامانم هم از بابام ۶۰۰ تا شماره دارین!برین زنگ بزنید هر چی دوس دارید بهشون بگید دیگه!غیبت کردم وبا که نگرفتم!

ناظم با حالت بهت زده دور میشه!یعنی فقط در صورت خشونت کارتون راه میفته!ادا اصول و نازو غمیش و این حرفا جا نداره!بخوای خانومانه رفتار کنی زندگیت و میریزن تو استکان  بهمش میزنن که حالت از خانوم بودن بهم بخوره!(چی گفتم؟:دی)

میگم هوا یه جوریه نه؟زندگی یه چند روزه قشنگ شده!همچین یه بویی خوبی میاد!دیگه گربه ها شبا زیر پنجره اتاقم دعوا نمیکنن!غورباقه ها قور قور نمیکنن!(این یه مورد خالی بندی بود!)!بابا اخه ورووجک چند روز دیگه به دنیا میاد!تولد تولد!دس دس!قر قر!اها بیا وسط!

گفتهم که گفته باشم نگی نگفتم!۲۲وم همه با کادو اینجا به صف وای میسید!کادو رو میدید میرید وسط میرقصید!:دی هر کیم قشنگتر رقصید یه دور افتخاری باهاش میرقصم!(چه افتخار بزرگی!)

یسه دیگه بشین بابا!تا اسم رقص میاری پا میشن قر میدن!:دی

به مناسبت هفته ی بسیج اقایان و خانوم های به نظر محترم که ایشالله خدا زیادشون کنه (چشمم کف پاشون در عرض ۵ دقیقه ۲ تا ماشین ون رو پر میکنن)دارن یه حالی به جمیع جوونای شهر تهران میدن!چقدررررررر زیاد شدن!هر جا میری میبینیشون!از پنجره خونه میایی بیرون رو نگاه کنی ۲ تا چیز سبز میخوره تو چشت!تنها جایی که اشکال نداره با چه تیپی و لباسی میری همون دستشوییه!

 

دیگه بسه دیگه حرفی ندارم!:دی

میدونم دوس دارید بازم حرفای شیرینم رو بشنوید فعلا بسه!

بوس بوس بای بای!

نظر یدتون نره ها!

 

 

 

 

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط وروجک
 
   
  سلااااااااااااااااااااااااااام

خب نزنید بابا!چیکار کنم!درس و کنکور که واسه ادم زندگی نمیزاره!اصلا قدرت طنزم تحیلی رفته!(نه که قبلن داشتم:دی)

حالا اروم باشید میخوام یه خبر هیجان انگیز بدم:دی

۱

.

.

.

.

۲

.

.

.

۳

.

.

.

فردا وروووجک ۱ سالهههههههههه میششششششششششششششششششه

دست قشنگه رو بزنید:دی

سوت سوت:دی

قر قر:دی

اها اها اها ها

الهی قربونش برم داره ۱ ساله میشه عشقم!

۱ سال گشت!مثل اینکه ۱ سال ما هم بزرگتر شدیم!ای بابا!۱ سسسسسسسسسسسسسال!

حالا کادو هاتون رو بزارید رو میز ببینم:دی

به افتخار تولد وبلاگم میخوام یه متنی واستون بزارم!این رو من ۳ سال پیش نوشتم!البته با کمک یه مقاله که تو یه مجله ی قدیمی خونده بودم!

با این حال بخونید و ببینید من همون موقع نبوغم داشته منفجر میشده!:دی

نظر یادتون نره:

اول اينو بگمم دونوع خانوم حساس داريم!

1.حساس2.خيلي حساس

به اوليه كاري نداريم اوليه حساس بودن يه جزء قشنگ وجودشونه!(نميدونم چرا هر چي گشتم تو خودم پيداش نكردم!هر چيم فكر كردم شايد تو يه تصادفي چيزي از دستش داده باشم چزي يادم نيومد!) :D ميريم سر دومي بلانسبت شما ايشون خيلي خيلي حساسن!يعني ديگه زيادي اين خانوم قشنگي دارن!حالا اصلا اين حساسيت از كجا شروع شده!معمولا از تو خونه شروع ميشه و به بيرون سرايت ميكنه!(درو ببند در نره!)

يه چند تا از اين نشونه هاي دختراي خیلی حساس رو ميگم :

توي خونه مادر به دختر ميگه چرا اصلا كمكم نميكني!دختر هم كه خيلي حساس بوده شروع ميكنه به كمك كردن !تا جايي كه داخل كفش بابا اينارم فوت ميكنه!و يه نگا به ساعت ميندازه ميبينه ساعت 12 شب !و يه نگاه به مامانش ميكنه كه  (احتمالا)با تعجب بهش نگاه ميكرده!ميكنه!و از زور خواب همونجا ميفته!در حاليكه هيچ كدوم از كاراي مدرسشو نكرده!(نكته ي مهمي نبود!ولي گفتم بگم!)فرداش پا ميشه ميره مدرسه سر كلاس چون ديشب مثل خر صورتي كار ميكرده همش چرت میزده!معلم صداش ميزنه واسه جواب دادن!شروع ميكنه به گريه كردن!(خاك بر..........)بعد از مدرسه هم تصميم ميگيره به جاي اتوبوس تاكسي سوار شه تا زود به خونه برسه كاراي خونه رو بكنه!ولي يه دفعه چشمش به يه سري گنجشك ميفته كه دارن سر يه تيكه نون خشك دعوا ميكنن!حساسيتش تحريك ميشه!ميره تو صف نونوايي و 1 ساعت ديگه هم صبر ميكنه تا نوبتش بشه!و 2تا نون ميخره ميبره واسه گنجشكا!اما وقتي ميرسه اوونجا ميبينه گنجشگا رفتن!(اح.....)كلي ناراحت ميشه و دلش واسه گنجشكا ميسوزه كه نون نخورده رفتن!(مع)بعد از اوون سرخيابون يه ادم فقير و ميبينه! ميره از گل فروشيه سر خيابون يه دسته گل ميخره و تمام پول توجيبيهاشو ميزاره تو يه پاكت و ميده دست گدا هه!و بعد از خوندن شعر كامل يار دبستانيه من!به خاطر اينكه هنوز احساسات تحريك شده اش فروكش نكرده!همونجا كنار گدا وايميسه!تا گدا هه در حاليكه يه چيزي زير لبش ميگفته ميره!(احتمالا گفته:ول نميكنه دختر سيريش!زبون نفهم ***!****!)بعد از چند دقيقه كه داشت رفتن گدا رو تما شا ميكرد يادش ميفته بايد با اوون پولا كلي خريد ميكرد!وقتي خونه ميرسه مامانش بهش ميگه كه ديگه لازم نيس كمكش كنه و به خاطر ديروز ازش تشكر ميكنه!دختر حساسم تا ميره بشينه درس بخونه واسه امتحان فرداش!دوستش كه تو رياضي ضعيف بوده زنگ ميزنه و ميگه واقعا به كمك احتياج داره!(احتمالا ميدونسته كه اين دختر خيلي حساس !طوري كه حتما قبول ميكنه 10 تا سوال رياضي رو پاي تلفن واسش حل كنه!)بعد از 3 ساعت كه مشكل دوستش برطرف ميشه همونجا پاي تلفن خوابش ميبره و باز واسه امتحان فردا ش هيچي نميخونه!و دوبار ه فردا ميره مدرسه و همون بساط اوون روزي!ولي اين دفعه ديگه تو راه برگشت بيخيال تاكسي ميشه!ميره ايستگاه اتوبوس وايميسه!به جوب اب خيره ميشه  كه مي بينه يه كلاغ مرده تو جوب افتاده!ديگه اينجا امپر حساسيتش ميزنه بالا و ميخواد بره كلاغ رو برداره كه بعدا با يه برنامه مفصل خاكش كنه!يه دفعه يه پسري صداش ميزنه!(نميدونم فهميده بود دختره ميخواد چي كار كنه يا نه؟)دختره هم كه حساس بوده خيلي مهربون باهاش رفتار ميكنه!و بعد از كلي حرف زدنو قر و اداي پسره وقتي پسره ازش درخواست دوستي ميكنه!اشك تو چشاي دختره جمع ميشه و ميشينه بغل جوب اب بلند گريه كردن !حالا هي پسره قربون صدقش ميره و ميپرسه چي شد؟و همه مردمم دورشون جمع شدن!يه دفعه دختره سرش رو بلند ميكنه و ميگه:غافلگير شدم!(استغفرالله)اينجا ديگه پسره در حاليكه موهاش و ميكنده از صحنه دور ميشه!................!(خيله خب بابا!چرا عصبي ميشيد بقيشو نميگم!)

************************

نتيجه اخلاقي:خانومايي كه اين نشونه ها رو توي خودشون ميبينن!خواهشا اووون جزءقشنگشون(حساسيتو ميگما)يه جوري بكنن بندازن دور يا اگه خودشون دل كندنش رو ندارن خودشون رو بندازن جلو ماشيني چيزي كه ديگه بعدا بتونن ديه اشم بگيرن! :D !!كه ملت رو اينجوري اثير خودشون نكنن!:ددي

 

********************************************

خوندید؟میدونم الان عشقتون نسبت به من ۲ برابر شده!:دی

ولی اگه بازم از این نوشته ها میخواید من نمیتونم واستون کاری کنم!

راستی تا یادم نرفته

مینا (زیر نور مهتاب)جونم باور کن من فراموشت نکردم دوست جونم بابا این وبلاگت نسبت به من الرژی پیدا کرده نمیزاره وارد شم:دی

میدونم این اپ کردن با بقیه اپام خیلی فرق داره!ولی یه چیزو بدونید چه جسمی چه روحی خیلی خستم!

نظر یادتون نره!بوس بوس

بای بای

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط وروجک
 
   
  سلام سلام

اصلا نگران نباشید گفتم یه دو تا امبولانس جلو وبلاگ بزارن!:دی

پس با خیال راحت ذوق مرگ شید!:دی

من خودمم!خود ورووجک!

برو بچ خوبید؟

حالا فکر نکنید رفتم بلاد شرک و غرب زده شدم و اینا دیگه وبلاگ ننوشتما!نههههههههههههههههه!من یه وطن پرستیم که نگو!هی تو همون فرنگستون یه جوری از این کشور جینگولم حرف میزدم که خودم داشت حالم بهم میخورد!:دی

کلی تو اوونجا هم معروف شدم!برید بگید ورووجک همه با دست سمت ایران رو نشون میدن!

یه چند تا تیکه بگم!

از اونجا که من و خواهر وروجک فکر میکردیم اوونجا همه زبون نفمهمن و هیچی نمیفهمن !هر چی دوس داشتیم بلند بلند میگفتیم و به طور متوالی بلند بلند هم میخندیدیم!:دی

یه مردی به چه گندگی(رضازاده رو دیدین؟رضازاده رو دو ایکس لارجش کنید!:دی)از خیابون رد میشد!ما هم که کلی گرما زده شده بودیم گفتیم یه چیزی بگیم خنک شیم!

من:اینو ببین رضازادس!

خواهر ورووجک:نگو تورو خدا!رضا زاده به این نازی!این چیه خرس!

۵ ثانیه بعد دیدیم دیگه همه جا تاریک شد!یعنی یه چیزی جلو نور رو گرفت!(اره !همون که حدس زدین درسته!همون مرتیکه بود!)

مرد:(با ناز)ایرانیه بی نزاکت!خرس خودتی بیریخت!

ما به مدت ۵ دقیقه به حالت بهت و کف و شرمندگی و جوشیدن عرق ملی stop زده بودیم!

بعدشم کلی سرمون رو انداختیم پایین رفتیم تو هتل گوشه ی تختمون کز کردیم !(عینهونه این مرغا که پرشون رو کندن):))

این خواهر ورووجک اوون اولش که رفته بودیم فرق مرحبا رو با کیف حال نمیدونست!اخرش موقعی که خدمتکار داشت چمدون ها رو میبرد برگشت با دست اشاره کرد که فقط همینا بود!دیگه چیزی نمونده؟

خواهر ورووجک تند طوری که فکر کرده بود مسابقس با کلی ذوق و این حرفا(کلی داشت با خودش حال می کرد!)

از بغل گوش من داد زد:خِلاص!:دی(یعنی همه چی تموم شد!):)):)):))

کلی اوون لحظه با خواهر وورجک حال کردم! متوجه شدیم دقیقا داخل همین خواهر وروجک چه نبوغی پنهان شده و ما نفهمیدیم !:دی

اما بازم میگم دلیل ننوشتن وبلاگم این مسافرت نبود!

ای بابا دس رو دلم نزارید که خونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننه!یادتونه یه مصاحبه گذاشته بودم؟خیر ندیده ها ما رو قبول کردن!هر چی خودمون رو اوونجا زدیم به داغونی!زدیم به شر بازی!هر چی پررو بازی در اوردیم!نشد!مثل اینکه چششون رو گرفته بودم!:دی هی به مامانم اینا میگم اصلا اینا مشکوکن!اینا به من نظر سو ء دارن!با اوون همه دیوونه بازی .............!ول کن نبودن که!گیر که باید بری اینجا!

بابا منننننننننننننننننننننننننن نمیخوام!

از همون موقع که اوومدم دوروز نگذشت!نزاشتن حداقل این عرق من خشک شه ما رو فرستادن به ادامه تحصیلمون برسیم!

من هنوزم نفهمیدم اگه نخوام تحصیل رو بکنم(فکر نکنید این جمله غلط املایی داره!:دی هر چی هم نوشتم عمدی بوده!):دی باید کیو ببینم!؟

خدا !این دفعه رفتیم دنبال کنکور!ای بابا !می بینی؟شدیم بچه کنکوری!اه اه!چقدرم حال بهم زنه این پشت کنکوری بودن!:دی یه چیزه چندشیه!یه چیزه ناجوریه!یه چیزه داغونیه!دقیقا همون حس بزرگ شدن رو داره!:دی

با یه عالمه معلم پاچه گیررررررررررررررررررررر!اعصاب داغون!

یه مدرسه به اندازه نخود!کادر اداری به اندازه وزارت کشور!۱۵ نفر فقط به عنوان ناظم!من هنوز نفهمیدم کی ناظمه ماس!کی مال دبیرستانه میاد اینجا تفریح!کی مال پیش دانشگاهی پسرونس میاد همینجوری اینجا سر میزنه!:دی

هر روز صبح یه نفر وای میسه دم در!(حساب هم کنید این ۱۵ نفر تو این ۶ روز زیادم هستن!اماری که ما تا این لحظه داریم اینجوریه که اینا در اصل ۱۸ نفر بودن!۳ نفرشون جون خودشون رو در مبارزه های خونین بر سر اینکه کی صبح دم در وایسه از دس دادن!:دی)ما رو چک میکنه!

هفته ی اول:خانوم ین چه وضع مقنعه سر کردنه؟درسش کن!(منم هی به خودم میگفتم!ول کن!هفته اوله!چیزی نیس!حالا مقنعه رو درس کن !درس میشه!)

هفته ی دوم:این چه مدل مویی درس کردی؟مگه میخوای بری عروسی؟بکن تو اوون موهارو!(یه جوری گفت فکر کردم زبونم لال شینیون کردم رفتم!)

هفته ی سوم:بیا اینجا ببینم!برو اوون پایین ناخونات رو بگیر !(با خودم هی میگفتم اشکال نداره درس میشه!ولی هی از اوون طرفم میگفتم الان بچه های اول دبستان هم سوهان ناخون میبرن مدرسه سر کلاس ناخوناشون رو سوهان میکشن!)

هفته ی چهارم

فرض کنید من دیگه الان موهام داخل مقنعس!مقنعه هم خیلی سفت و مرتبه!ناخن هام هم کوتاه!تر و تمیز!انگار روز اول مدرسه هاس تازه دارم میرم جشن شکوفه ها که به امید خدا کلاس اول دبستان رو شروع کنم!ولی مثل اینکه خدا نمیخواد و یکی پشت سرم داد میزنه:

وایسا ببینننننننننننننم!ابروهاتو دس زدی؟

این یه بار سعی کردم اصلا با خودم حرف نزنم!:دی

من:ای بابا!حالا هی هیچی نمیگم اینا هم هیچی نمیگن!نمیبینی این زیر ابرو رو !نمیبینی این بالای ابرو رو!دیگه برم ابروهامو استنکشن کنم؟مو اضافه کنم!؟

زنیکه:ای وای چی شده مگه؟دارم میبینم خب!یعنی ابروهای خودت به این قشنگیه؟:))

من به حالت وار فته و یه ذهن مشغول از اینکه اینجا کجاس که من اوومدم درس بخونم!پشتم و کردم که برم بالا که باز یه داد زد:

وایسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسا!

فکر کنم وقتی برگشتم شبیه این غول سبزه شده بودم!چون تا دیدم گفت:

اوا عزیزم میخواستم بگم به خاطر این بهت تذکر دادم که یه موقع بقیه فکر نکنن که بهت تذکر ندادم!(چه بچه پرروییه ها!):دی

من:اوا راس میگین؟حتما الان وقتی رفتم تو کلاس بلند داد میزنم که شما به من تذکر دادین!لازمه وقتی معلما هم اوومدن بگم؟

دیگه این دفعه فقط دوویدم که اگه کسی گفت وایسا هم نتونم وایسم!

به خدا شعور فرهنگی رفتاری ندارن!داغونن!ما ها رو بگو!اول دبیرستان که بودیم پیش دانشگاهی ها رو که میدیم فقط درس میخونن دیگه کسی کاری به ریختو قیافشون نداره میگفتیم اخ جون میریم پیش دانشگاهی میترکونیم!حالا اوومدیم باید مواظب باشیم کسی نترکونتمون!:دی

خلاصه بروبچ فعلا واسم از نظر درسی دعا کنید!که تا اخر این هفته واقعا نیاز دارم به دعاتون!:دی

واسه دیدن اوون هم دعا کنید!فقط یه کوچولو!:دی

نظر بدددددددددددددددددددددددددددید!

بوس بوسس

بای بای!

اینو ببینید!هر کس بتونه این رو ترجمه کنه من ۳ دنگ از وروجک رو به نامش میکنم!:دی

تو یکی از رستوران ها تو راه شمال بغل دستشویی زده بود!

Medium (Media) Blog طراحي و اجراي قالبهاي حرفه اي سايت ، بلاگ ، پرتال و جوملا! دانلود قالب رايگان Pink Bear (خرس صورتي) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط وروجک
 

pictofxt

Pink Bear Template

template id : TBF_001 template name : Pink Bear Template for Blog

vooroojak2069

وروجک

http://vooroojak2069.blogfa.com

وروجک و آسمونش

تا حالا یه دختر ندید که بهش بگن وورووجک؟خب منو ببینید!ولی این وورووجک یه عالمه دردول داره که نمیتونه به کسی بگه!
وورووجک عاشق رقص و میوزیکه!عاشقه شیطنته !فوضولی رو به اندازه ی قرمه سبزی و لازانیا دوس داره!:دی

از بزرگ شدن میترسه! یه وروجک و دردودلش Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

وروجک,vooroojak2069,http://vooroojak2069.blogfa.com, tbf_001, TBF_001, pink, Pink Bear Template, template, white template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب صورتي,خرس, سفيد, خرس صورتي, قالب خرس صورتي, قالب خرسي Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog