تبليغاتX
وروجک و آسمونش


وروجک و آسمونش

یه وروجک و دردودلش

سلااااااااااااااااااااااااااام

خب نزنید بابا!چیکار کنم!درس و کنکور که واسه ادم زندگی نمیزاره!اصلا قدرت طنزم تحیلی رفته!(نه که قبلن داشتم:دی)

حالا اروم باشید میخوام یه خبر هیجان انگیز بدم:دی

۱

.

.

.

.

۲

.

.

.

۳

.

.

.

فردا وروووجک ۱ سالهههههههههه میششششششششششششششششششه

دست قشنگه رو بزنید:دی

سوت سوت:دی

قر قر:دی

اها اها اها ها

الهی قربونش برم داره ۱ ساله میشه عشقم!

۱ سال گشت!مثل اینکه ۱ سال ما هم بزرگتر شدیم!ای بابا!۱ سسسسسسسسسسسسسال!

حالا کادو هاتون رو بزارید رو میز ببینم:دی

به افتخار تولد وبلاگم میخوام یه متنی واستون بزارم!این رو من ۳ سال پیش نوشتم!البته با کمک یه مقاله که تو یه مجله ی قدیمی خونده بودم!

با این حال بخونید و ببینید من همون موقع نبوغم داشته منفجر میشده!:دی

نظر یادتون نره:

اول اينو بگمم دونوع خانوم حساس داريم!

1.حساس2.خيلي حساس

به اوليه كاري نداريم اوليه حساس بودن يه جزء قشنگ وجودشونه!(نميدونم چرا هر چي گشتم تو خودم پيداش نكردم!هر چيم فكر كردم شايد تو يه تصادفي چيزي از دستش داده باشم چزي يادم نيومد!) :D ميريم سر دومي بلانسبت شما ايشون خيلي خيلي حساسن!يعني ديگه زيادي اين خانوم قشنگي دارن!حالا اصلا اين حساسيت از كجا شروع شده!معمولا از تو خونه شروع ميشه و به بيرون سرايت ميكنه!(درو ببند در نره!)

يه چند تا از اين نشونه هاي دختراي خیلی حساس رو ميگم :

توي خونه مادر به دختر ميگه چرا اصلا كمكم نميكني!دختر هم كه خيلي حساس بوده شروع ميكنه به كمك كردن !تا جايي كه داخل كفش بابا اينارم فوت ميكنه!و يه نگا به ساعت ميندازه ميبينه ساعت 12 شب !و يه نگاه به مامانش ميكنه كه  (احتمالا)با تعجب بهش نگاه ميكرده!ميكنه!و از زور خواب همونجا ميفته!در حاليكه هيچ كدوم از كاراي مدرسشو نكرده!(نكته ي مهمي نبود!ولي گفتم بگم!)فرداش پا ميشه ميره مدرسه سر كلاس چون ديشب مثل خر صورتي كار ميكرده همش چرت میزده!معلم صداش ميزنه واسه جواب دادن!شروع ميكنه به گريه كردن!(خاك بر..........)بعد از مدرسه هم تصميم ميگيره به جاي اتوبوس تاكسي سوار شه تا زود به خونه برسه كاراي خونه رو بكنه!ولي يه دفعه چشمش به يه سري گنجشك ميفته كه دارن سر يه تيكه نون خشك دعوا ميكنن!حساسيتش تحريك ميشه!ميره تو صف نونوايي و 1 ساعت ديگه هم صبر ميكنه تا نوبتش بشه!و 2تا نون ميخره ميبره واسه گنجشكا!اما وقتي ميرسه اوونجا ميبينه گنجشگا رفتن!(اح.....)كلي ناراحت ميشه و دلش واسه گنجشكا ميسوزه كه نون نخورده رفتن!(مع)بعد از اوون سرخيابون يه ادم فقير و ميبينه! ميره از گل فروشيه سر خيابون يه دسته گل ميخره و تمام پول توجيبيهاشو ميزاره تو يه پاكت و ميده دست گدا هه!و بعد از خوندن شعر كامل يار دبستانيه من!به خاطر اينكه هنوز احساسات تحريك شده اش فروكش نكرده!همونجا كنار گدا وايميسه!تا گدا هه در حاليكه يه چيزي زير لبش ميگفته ميره!(احتمالا گفته:ول نميكنه دختر سيريش!زبون نفهم ***!****!)بعد از چند دقيقه كه داشت رفتن گدا رو تما شا ميكرد يادش ميفته بايد با اوون پولا كلي خريد ميكرد!وقتي خونه ميرسه مامانش بهش ميگه كه ديگه لازم نيس كمكش كنه و به خاطر ديروز ازش تشكر ميكنه!دختر حساسم تا ميره بشينه درس بخونه واسه امتحان فرداش!دوستش كه تو رياضي ضعيف بوده زنگ ميزنه و ميگه واقعا به كمك احتياج داره!(احتمالا ميدونسته كه اين دختر خيلي حساس !طوري كه حتما قبول ميكنه 10 تا سوال رياضي رو پاي تلفن واسش حل كنه!)بعد از 3 ساعت كه مشكل دوستش برطرف ميشه همونجا پاي تلفن خوابش ميبره و باز واسه امتحان فردا ش هيچي نميخونه!و دوبار ه فردا ميره مدرسه و همون بساط اوون روزي!ولي اين دفعه ديگه تو راه برگشت بيخيال تاكسي ميشه!ميره ايستگاه اتوبوس وايميسه!به جوب اب خيره ميشه  كه مي بينه يه كلاغ مرده تو جوب افتاده!ديگه اينجا امپر حساسيتش ميزنه بالا و ميخواد بره كلاغ رو برداره كه بعدا با يه برنامه مفصل خاكش كنه!يه دفعه يه پسري صداش ميزنه!(نميدونم فهميده بود دختره ميخواد چي كار كنه يا نه؟)دختره هم كه حساس بوده خيلي مهربون باهاش رفتار ميكنه!و بعد از كلي حرف زدنو قر و اداي پسره وقتي پسره ازش درخواست دوستي ميكنه!اشك تو چشاي دختره جمع ميشه و ميشينه بغل جوب اب بلند گريه كردن !حالا هي پسره قربون صدقش ميره و ميپرسه چي شد؟و همه مردمم دورشون جمع شدن!يه دفعه دختره سرش رو بلند ميكنه و ميگه:غافلگير شدم!(استغفرالله)اينجا ديگه پسره در حاليكه موهاش و ميكنده از صحنه دور ميشه!................!(خيله خب بابا!چرا عصبي ميشيد بقيشو نميگم!)

************************

نتيجه اخلاقي:خانومايي كه اين نشونه ها رو توي خودشون ميبينن!خواهشا اووون جزءقشنگشون(حساسيتو ميگما)يه جوري بكنن بندازن دور يا اگه خودشون دل كندنش رو ندارن خودشون رو بندازن جلو ماشيني چيزي كه ديگه بعدا بتونن ديه اشم بگيرن! :D !!كه ملت رو اينجوري اثير خودشون نكنن!:ددي

 

********************************************

خوندید؟میدونم الان عشقتون نسبت به من ۲ برابر شده!:دی

ولی اگه بازم از این نوشته ها میخواید من نمیتونم واستون کاری کنم!

راستی تا یادم نرفته

مینا (زیر نور مهتاب)جونم باور کن من فراموشت نکردم دوست جونم بابا این وبلاگت نسبت به من الرژی پیدا کرده نمیزاره وارد شم:دی

میدونم این اپ کردن با بقیه اپام خیلی فرق داره!ولی یه چیزو بدونید چه جسمی چه روحی خیلی خستم!

نظر یادتون نره!بوس بوس

بای بای

نوشته شده در دوشنبه 30 مهر1386ساعت 17:52 توسط وروجک| |


Design By : Night Skin