تبليغاتX
وروجک و آسمونش


وروجک و آسمونش

یه وروجک و دردودلش

سلام

اهم اهم

میتونید به خانوم دانشجو سلام کنید!

بـــــــــــــــــــــــــــلند

نشنیدم

بــــــــــــــلندتر:دی

بسه دیگه شنیدم:دی

بت میگم شنیدم!گیر دادیا:دی

از کسی که دوس داشتم بشنوم که بم تبریک بگه دانشجو شدن رو شنیدم!خیلی خوشحالم!

فکر میکردم واسش بی اهمیتم!ولی با اینکارش زد تو دهنم!:دی گفت دیگه تو فکر نکن:دی

اصلا هم نمیخوام از این لوس بازیا در بیارم که ای وای دلم تنگ شده واسه مدرسه مگه دانشگاه چیه نه من مدرسمو میخوام اخ چه روزایی بود تو مدرسه وای چقدر خوش می گذشت ای وای من جونم به جون مدرسه بنده حالا بدونه اوون چیکا رکنم و به هر بچه مدرسه ای که برسم سریع بگم قدر این روزات رو بدون و ۱۰۰ تا چرت و پرت دیگه که همه تا دانشگاه قبول میشن میگن:دی

نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــخیر دانشگاه قبول شدن خیلیم خوبه!خیلیم باحاله:دی

مخصوصا اوون تابستون بعد از کنکور چه حالی میده!:دی

روزی که میخواستم برم ثبت نام کلی برنامه ریزی واسه عصرش کرده بودم غافل از اینکه ثبت نام دانشگاه از خود کنکور دادن سخته!:دی

تو سالن تربیت بدنی ۴ تا جوجه دانشجو رو نشوندن پشت میزا که به جای حل کردن مشکل ما تازه واسمون یه مشکلی درس می کردن بعدشم یه عشقی میکردن وقتی میگفتن مثلا عکسات کمه کپی نگرفتی که نگو و ما میموندیم در ماهیت این میزایی که اینا پشتش نشستن!:دی

۱۲ خان واسمون درس کرده بودن که همینجا خدارو شاکرم که منو دختر افرید چون دوتاش مربوط به این جینگولک بازی های نظام وظیفه و این حرفا بود:دی

چشمون به دیدن معاون دانشگاه و رییس دانشگاه نیز روشن شد که هر چی این رییس دانشگاه گوگولی بود و سزاوار ریاست این معاون خشن بود و قیافه عینهو قصابا:دی

و خلاصه اینگونه شد که صبح ساعت ۹ رفتیم و نزدیکای ۲ بعد از ظهر برگشتیم  و تمامه برنامه های بعد از ظهر هم پر شد رفت هوا:دی

اقا فقط یه مشکلی مونده پدر بنده گفتن تا نری اموزش رانندگی از ماشین محترم خبری نیس:دی

و از اوونجا که منم حوصله این قرتی بازی های لاسای رانندگی رو ندارم هنوز که هنوز بنده بی ماشینم!همینجا از دوستان خواهشمندم یه فکری به حال من بکنید که پسسسسسس من چه جوری برم داشگاه و بیام!:دی تا دانشگاه که تاکسی نمیره! اخه من پیاده برم؟پــــــــــــــــــیاده؟من؟کی دیده من تو عمرم پیاده برم؟اخه من؟:دی چه انتظاری دارن از من؟

ولی من همونجا یه لگد به وسط فکرای قشنگه بابا ورووجک زدم به این صورت:

ورووجک:بابایی؟

بابا ورووجک:جونم بابایی؟:دی

ورووجک:ماشین کی میخری برام؟

بابا ورووجک:هر وقت گواهینامتو دیدم بابایی!

ورووجک:نو پرابلم بابایی:دی

بابا وورووجک:راس میگی؟

ورووجک:اره بابایی فقط شما لطف میکنی ماهیانم رو زیاد میکنی:دی

بابا ورووجک:با اتوبوس میخوای بری و بیای؟:دی

ورووجک:نه بابایی هروز با اژانس میرم و بر میگردم بابایی:دی

و این گونه شد که فکرای قشنگ باباییم پکید:دی

یه خورده دلم تنگ شده واسه چند سال پیش!واسه دوستام!نمیدونم چرا الان یه دفعه این حس رو پیدا کردم!ولی دلم تنگ شده!اوونمممممممممممم خیلی!

ولی بازم نو پرابلم چون من شما دوست جونام رو دارم!ورووججک و تهنا نزارید !

بوس بوس

بای بای

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387ساعت 18:53 توسط وروجک| |


Design By : Night Skin