یه وروجک و دردودلش
۴شنبه سوریه دیشبتون مبارک!:دی اقا چرا انقدر بی بخار بود این ۴ شنبه سوری!اصلا انگار انگار!یه جیغی یه نارنجکی یه توپی یه دستی یه سوتی!هیچی نبود منو خواهر ورووجک ۲ ساعت اماده شدیم کلی شیک کردیم ۲ تا خانوم خومشل با ۲ تا کیف پر از وسایل اتش سوزی یا همون اتیش بازی نشستیم تو ماشین:دی خواهر ورووجک:حالا کجا بریم؟ ورووجک:ببین این دورورا تالار خوب کجا هس بریم اوونجا! خواهر وورووجک:تالار واسه چی؟ ورووجک:والله با این ارایش و این تیپا باید بریم تالار عروسی !:دی خواهر وورووجک:با نمک حالا کجا بریم؟ ورووجک:بریم دور بزنیم دیگه هر جا اتیش دیدیم میپریم پایین! از همین کووچه پایینی که دور زدیم دیدیم سر کوچه اتیش روشن کردن!شلووووووووووووووووووووووووغ! خواهر ورووجک:بریم پایین دیگه! ورووجک:کجا بریم پایین ؟بشین بابا!اینجا که نزدیکه بر یم اگه جای بهتری نبود میاییم اینجا:دی دقیقا همینجا بود که بنده کفر نعمت کردم خدا هم جدی گرفت:دی کوچه های شریعتی پرنده پر نمیزد!دولت که همه مرده بودن !من تاحالا پاسداران به این بی سرو صدایی ندیده بودم !رفتیم تو کوچه های یخچال از دور یه چیزی نارنجی زد تو چشمم!:دی ورووجک:بپیچ اینور بپیچ اینور !بدو تا اینم خاموش نکردن!وای خدا ببین چه جمعیتی دورشه! خواهر وورووجک:ااا زهر مار تعریف نکن چشمش میزنی !:دی ما پیچیدیم تو این کوچه ی تنگ بدون اینکه بدونیم داریم خلاف میریم!یه ماشین هم از روبه رو میومدم!حالا کوچه تنگ این خواهر ورووجک به زور سر ماشین و یه جایی کج کرد جمعیت هم اتیش و ول کرده بودن مارو نگاه میکردن که بلاخره میخوایم چیکار کنیم!:دی بهر جون کندنی بود ماشین رو رد کردیم! ورووجک:میگم که همچین اتیش خوبی هم روشن نکردنا!میخوای بریم!:)) ورووجک:نه که نبستیم!:دی خواهر وورووجک:حالا بستیم که بستیم!من اصلا خوشم نمیاد!همشون قیافه هاشون خطرناک به نظر میاد! ورووجک:اره عین کسایی میمونن که کوچه ی تنگ رو خلاف میرن:)) خلاصه اوونجا هم که رومون نشد وایسیم !گفتیم یه خورده بریم پایین تر سمت فاطمی جمالزاده! تو جمالزاده سوسک پر نمیزد!من نمیدونم شانس ما اینطوری بود یا واقعا خبری نبود!:دی ورووجک:من میگم بریم سمت خونه خودمون همون کوچه پایینی اتیش بود دیگه:دی شلوغم بود خوب بود !مردم هم قشنگ وایساده بودن دور اتیش دس میزدن! خواهر ورووجک:اره اره راس میگی !نزدیکه خونه هم هس:دی اقا باورتون نمیشه یه نفر از ااون جمعیت دور اتیش باقی نمونده بود!:)) زمین رو هم شسته بودن تمیز تمیز بود:دی:)) خواهر ورووجک: ببین من الان میزنم کنار پشت ماشین روزنامه هم هس!روزنامه هارو اتیش میزنیم یه اهنگ ملایم هم میزارم من دس میزنم تو سیگارت بنداز!:دی ورووجک:ببین باور کن الان ولنجک خیلی شلوغه!باووووووووووور کن! رفتیم ولنجک تا اوون نوک ولنجک هیچ خبری نبود!دور زدیم از دور یه شلوغی دیدیم به جون این اقای فامیل انقققققققققققققققققققدر خوشحال شدیم که نگو همدیگرو بوسیدیم بغل کردیم هی بهم امید میدادیم ۲ دقیقه دیگه بش میرسیم! فقط ۱۰ قدم فاصله داشتیم دیدیم ۴ تا پلیس دارن بدو بدو میرن طرف جمعیت!سر ۵ ثانیه دیگه از جمعیت چیزی نمونده بود!:)) ورووجک:بگو دارم خواب میبینم ! خواهر ورووجک:ناراحت نشو !قسمت نبود شاید اگه به اتیش میرسیدیم تو کسیو اتیشو میزدی!:دی ورووجک:داری دلداری میدی مثلا! خواهر ورووجک:نه!سعی داشتم ولی نشد!:دی ورووجک:فهمیدم!حالا تو هم خودتو ناراحت نکن شاید اگه به اتیش میرسیدیم تو نمیتونستی خودتو کنترل کنی سیگارت اتیش میزدی میخوردی!:)) خواهر ورووجک:قشنگ بود:)) بریم خونه دیگه!؟ ورووجک:باوررررررررررررررر کن الان فرشته شلوغه!باورررررررررررررررررکن! خواهر ورووجک:بسه دیگه الان خونه خودمون از همه جا شلوغتره!:)) و این بود خاطره ۴ شنبه سوریه ما:دی خانوما اقایوووووووووووووووووووووووووون عید همگی مبارک سال خوبی داشته باشید شدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددید! اگه کسی دلخوری از من داره جون من بریزه دور!:دی من قول میدم تو سال جدید یه تغییراتی تو خودم ایجا کنم!قول میدم خوب بشم!خلاصه بیایید دوس باشیم:دی و این بود اخرین پست من در این سال! بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بوس بای بای بای تا سال دیگه!:دی
خواهر ورووجک:اره بابا !چیه ؟اصلا از ادماش هم خوشم نمیاد خیلی بد زل میزنن به ادم انگار حالا کوچشون و بستیم!:دی
| Design By : Night Skin |


